منبع : سایت ایران برای شما

در تمامی فرایندها یکی از وظایف اصلی تصمیم سازان و تصمیم گیران فرآیند،ُُ تلاش برای کشف چرخه های حیات عوامل اصلی فرایند می باشد. در سازمان فوتبال  عواملی مانند بازیکن ، باشگاه ، كمك مربي ، مربی ، تیم ، سرمربی و ... از عوامل اصلی این سازمان قلمداد میشود . چرخه حیات بازیکن ملی پوش از  تلاش جدی علاقمند این ورزش به فوتبال در قالب تمرین و آموزش مستمر  شروع و در نهایت چنانچه سطح توانائی ایشان در حد مورد قبول حرفه اي باشد به عنوان بازیکن حرفه ای وارد باشگاه یا تیم برتر میگردد . در گامی بعدی به شرط احراز صلاحیت فنی بازیکن به جرگه ملی پوشان رهنمون میگردد . تعدادی از بازکنان حرفه ای پس از افول توانمندی به لحاظ سني ، جسمی ، ... پس از بازنشستگی از بازیکنی به جرگه مربی گری تیم های فوتبال ورود پیدا می کنند . در این مسیر به تناسب میزان موفقیت در پیشینه خود در کسوت كمك مربي گري يا مربی گری مورد توجه بیشتر قرارگرفته و به سمت مشاور ، مربي يا سرمربی تیم های برتر و نهایتا تیم ملی کشور منسوب می گردند. به عبارتی چرخ حیات سرمربیان تيم ملی فوتبال از بازنشستگی از بازیکنی حرفه ای آغاز و با رهبری تیم های  فوتبال در رده های مختلف ادامه می يابد و نهایتا در نقطه اوج با انتخاب فرد به عنوان سرمربی تیمی برتر و یا تیم ملی کشور یا تیمهای برتر در اقصی نقاط جهان ادامه یافته و بعضا فرد پس از مدتی سمت برتر خود را از دست داده و از قدم قبلی حتی قدم قبل تر دوباره به فعالیت مربی گری یا سرمربی گری اشتغال خواهد داشت . اما تجربه نشان داده است که علي رغم حاشيه نشيني مقطعي پس از شكست مقطعي مربيان  ، در دنیای فوتبال مربیان و سرمربیان تا انتهای عمر کمتر از جرگه مربی گری یا سرمربی گری کنار گذاشته میشوند .

در ایران مترقی هر گاه شکستی در یکی از عرصه های فرهنگی و ورزشي حادث گردد با رویکرد و استراتژی قدیمی و متداول برای سرپوش گذاشتن به شکستها یا فردی را پیدا نموده و تمام مسئولیت شکست را به گردن او انداخته و او را سزاوار و مستوجب کیفر می دانند و کیفر او نیز به برکناری و حاشیه نشینی برای مدتی از مديريت فرآيند يا سازمان ختم میگردد و یا اینکه چنان به شکست سرپوش میگذارند که کسی متوجه فرد مسبب و مسئول شکست نمی شود. اما در رابطه با شکست تیم ملی در مقالب عربستان  اینبار تلاش گردید تا با راهبرد اول یعنی انتخاب و معرفي علی دائی به عنوان مسبب شکست و نهایتا با كنار گذاشتن وي در شامگاه روز شنبه ۸/۱/۸۸ از سمت خود به موضوع شكست خاتمه داده شود هر چند بركناري علي دائي با توجه به چرخه حيات سرمربيان فوتبال در كشور امري طبيعي است اما حاشيه هاي اين اقدام براي شخص بركنار شده  با توجه مسائل فرهنگي موجود توام با افراط و تفريط هايي است كه بعضا برازنده جامعه مترقي كشورمان نيست .  

جهت توجه بيشتر بايد اذعان نمائيم كه علی دائی توسط همین افرادیکه که او را  به سمت مذکور منسوب نموده بودند یا به عبارتی همانها که او را بزرگ کردند تا او در جوی قرار گیرد که خود را مهمتر از آنچه هست متصور نماید البته او قطعا دارای ویژیگهای مهم بودن بوده و هست و افتخارات او براي كشور فراموش شدني نيست ، برکنار گردید یا با کله به زمین خورد! هر چند علی دائی شخصیتی قهرمان و بیاد  ماندنی به عنوان بازیکن حرفه ای در طول چند سال گذشته بوده اما در عرصه مربی گری طبق سنت موجود و با توجه به چرخه معرفي شده میبایست مدتی حاشیه نشینی را تجربه نماید و سپس به عنوان یکی از  مربي يا سرمربیهای تیمهای معروف کشور منسوب خواهد شد و نهایتا پس از افت و شکست دیگری در تیم ملی با رهبری فرد دیگری مجددا نام ایشان به عنوان سرمربی تیم ملی به زبانها خواهد افتاد. نهایتا به عنوان سرمربی موفق برای دوره ای دیگر به عنوان سرمربی  رهبری تیم ملی کشورمان را عهده دار خواهد بود.! اما آنچه مهمتر جلوه  می نماید توجه به حفظ اخلاق با مراجعه به اطلاعات حافظه مان می باشد یادمان باشد امروز بر سر علی دائی همان بلائی آمد که در چند سال قبل بر سر مایلی کهن  آمد همان مایلی کهنی که روزگاری همانند علی دائی کنار گذاشته شد امروز نامزد سرمربی گری  تیم ملی است و چه بسا که فردا به عنوان سرمربی نیز انتخاب شود . یادمان باشد هر چند علی دائی خود را مقصر اصلی دانست اما علی دائی مستوجب این همه کیفر و تحقیر نیست . علی دائی سرمایه ائی از مدیریت سازمان فوتبال کشورمان بوده و دوباره به چرخه مدیریت تیم ملی برخواهد گشت . پس یادمان باشد که این سرمایه را آنقدر ارزان و بی ارزش ننمائیم  که بعدا پشیمانی مضاعف داشته باشیم .